مسولیتها

خرید بک لینک
ای جوان هستیم ما مامور از ابن زیاد ساخته ما را روانه از پی جنگ و جهاد این سپه از کیست آید در نظر از هر طرف همچه مژگان غزالان حرم بستند صف اندک آید در نظر اما بسی باشد عیان نور از آن خرگاه می گردد بلند تا آسمان-------------------------------- تو کیستی که سر ره به من گرفتی تنگ بگو نسب ز کی داری ایا فلک اورنگ عجب به چهره شباهت به مرتضی داری چه نسبتی تو به آن شاه لافتی داری به من بگو تو ز نسل کدام با نسبی گل ریاض کدامین قبیله عربی -------------------------------- سردار بر سپاه ضلالت شیّم منم سردار و سربلند به خیل حَشَم منمرستم دلی که پهلوی سهراب خصم را از ضرب خنجری که شکافد به هم منم نام اَر سوال می کنی و وَز نسب مرا حر ریاحی آن یل کیوان خدم منم -------------------------------- منم حر نام آور کینه خواه منم ای جوان مهتر این سپاه منم صاحب گرز و تیغ و سنان منم صاحب اسم و رسم جهان پلنگان بدرّم سر کوهسار نهنگان خورم در لب جویبار منم حر که نامم مُسلّم بود ز من حلقه در گوش عالم بود عرب تا عجم جملگی سر به سر بود شهره نامم به هر رهگذر زگیتی نزاده چو من مادری نیامد به دوران مرا همسری -------------------------------- مگو با من ای مرد از پر دلی نزاده چو من در زمانه یلی عرب تا عجم ای یل پهلوان مرا می شناسند خیل یلان ولی سینه ام بهر این تنگ شد زنام پدر بهر من ننگ شد چه شد نام بابم به دوران یزید شد همنام برآن یزید پلید تو رزم دلیران کجا دیده ای صدای سم اسب نشنیده ای زگرد سم اسب زرین رکاب شود تیره رخشان رخ آفتاب-------------------------------- من حر دلیر نامدارم از نسل ر مسولیتها...

ما را در سایت مسولیتها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:45

عباس مجلس حر:گر تو فرمان دادهاي بر اين سپاه از خير و شرچيست منظور شما در کربلا کردن گذر؟با که داري گفتگو، اندر دلت منظور چيست؟از کدامين سرزميني، عزم و پيغام تو چيست؟چرا آنقدر لاف مردي زنيچو عباس هرگز نزاده زنيچو دست يدالله برآرم به جنگکنم عرصه بر لشگر شاه تنگاگر بر کشم نعرهاي از جگرکنم لشگرت جمله زير و زبراگر اذن جنگ از حسين داشتمچه تخمي تو را در زمين کاشتمچه سازم که اذنم نداده است شاهبه يک حمله سازم شما را تباهبيان کن به من اي حر پهلوانکجا ميروي با سپاه گرانچرا آنقدر لاف مردي زنيچو عباس هرگز نزاده زنيچو دست يدالله برآرم به جنگکنم عرصه بر لشگر شاه تنگاگر بر کشم نعرهاي از جگرکنم لشگرت جمله زير و زبراگر اذن جنگ از حسين داشتمچه تخمي تو را در زمين کاشتمچه سازم که اذنم نداده است شاهبه يک حمله سازم شما را تباهبيان کن به من اي حر پهلوانکجا ميروي با سپاه گرانمزن لاف ای حر تو از پر دلی نزاده چو عباس مادر یلی منم انکه دارم به تن یادگار ز حمزه سپر وز علی ذوالفقار منم انکه عباس نامم بود به بالای گردون مقامم بودنباشد مرا مقصد ای پهلوان کنم خود ستایی برت اینزماننمی لافف از زور آذرم گینگرت نیست باور بگرد و ببین........................مزن ای جوانمرد جوش و خروش به حرف من ای پلوان دار گوشمنم آنکه بر سروران سرورم شجاعان و یل را زهم بر درمعلی دیده ایدای گروه دغلز احزاب و جنگ احد با جملمن او را یکی پور نام آورمشجاعان چو کرباس از هم درمبه غیر علی آن شه شیر زاد شجاعی چو عباس مادر نزادصفات بنی هاشمی باشد این گرت نیست باور بگرد و ببین.............................منم آنکه بابم به شش ماهگی به گهواره اژدر ز هم بردریدمنم آنکه بر سروران سرورمابوالفضل نور دل حیدرماگر بر کشم نعره روز نزاعشود زهرة شیر مسولیتها...

ما را در سایت مسولیتها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:45

یـاربّ الحسین بحقّ الحسین إشفصدرالحسین بظهورالحجهالسلام علیک یااباعبدالله الحسین(ع)اَم حَسِبَتَ اَنَّ اَصحَابَ الکَهفِ وَالرَّقیِمِ کَانوُا مِن اَیَاتِنَا عَجَبَاَقال الحسین(ع)«أَعْجَبُ مِنْ أَصْحَابِ الْكَهْفِ قَتْلِي وَ حَمْلِي»برچسبها: حسین مرادزاده, استان کرمان, تعزیه اصفهان, آب وفاضلاب + نوشته شده در  شنبه ششم مرداد ۱۴۰۳ساعت 11:0&nbsp توسط حسین مرادزاده عزیزآبادی  |  مسولیتها...

ما را در سایت مسولیتها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:45

صفحه بندی